این جمله رو با آب طلا سر در !!!! بنویسند ممنونیم
مچکرم …!
و وقتی میل به نوشتن پیدا کنی تو این حال
هر چی بنویسی شب نامه اس
و حکما بعدها علیه ات استفاده میشه
پس بچسب به هیــــس همیشگیت
شب بخیر دوشیزه من

...........................................................................................................
پ.ن : انسانها میدونن فضولی یعنی چی؟ زخم زبان؟ دل؟ شکستن؟ قضاوت جاهلانه ابلهانه؟
دل نوشت : هه!
گل که پرپر شد شمیمش را همه حس میکنند
می رسد از کوچه عطر یاس پرپر بیشتر
اجر پیغمبر ادا با شعله های کینه شد
بین آن دیوار و در شد سهم کوثر بیشتر
چوب میسوزد ولی آهن ز جنس دیگریست
داغ شد در بین آتش میخ آن در بیشتر
آه سیلی بی هوا سخت است از نامحرمان
پیش چشم غیرت اللّهی شوهر بیشتر
کاش جای دست مولا چشم او را بسته بود
پیش چشمان علی می زد به مادر بیشتر
....
یوسف رحیمی
..........................................................
در شگفتم از آن محراب که سجده های فاطمه را در آغوش می کشید و از شوق، شعله ور نمی شد!
فکر (مشورت) تصمیــــم عمل
فاصله بیش از حد معقول باشه آدمو زده میکنه
مثــــلا
اگـــر
شهیـــد شود.....
.........................................................................................................
پیشنهاد: کلمه <<مصحف فاطمی>> رو تو گوگل سرچ کنید
1)آدم 2)يعقوب 3)يوسف 4)فاطمه (سلام الله علیها) 5)علي بن الحسين (علیه السلام)
آدم ، در مفارقت بهشت
يعقوب ، بر مفارقت يوسف
يوسف ، در مفارقت يعقوب
علي بن الحسين عليهما السلام بر مصيبت پدر بزرگوار خويش
بيست سال گريست و به روايتي چهل سال , و هرگز طعام نزد او نگذاشتند که گريه نکند و هرگز آبي نياشاميد که نگريد تا آنکه يکي از آزادکرده هاي آن حضرت گفت : فداي تو شوم يابن رسول الله ! مي ترسم که خود را از گريه هلاک کني . حضرت فرمود : شکايت مي کنم مصيبت و اندوه خود را به سوي خدا میبرم و مي دانم از خدا آنچه شما نمي دانيد . همانا من هرگز به ياد نمي آورم شهادت حضرت فرزندان فاطمه سلام الله عليها را مگر آنکه گريه در گلوي من مي گيرد.
و اما
فاطمه
از فراق پدر؟
از زخم پهلو؟
از جهل مردم خواب زمانه؟
خودش که میگفت : علی شنیده ام در کوچه ها که راه میروی به تو سلام نمیکنند...
خودش که میگفت : بر تنهایی مولایش علی..
................................................................................................
پی نوشت:
عجب عطری میپیچد تا انتهای مشامم و چه خوب که مست میشوم از طراوت حضورت
تازه فهمیده ام بـــهار که میبشود ، می آیی
اینکه وقتی بیایی بهار میشود و اصلن بهار لنگش را پهن میکند زیر پایت و ...را که هـــــمـــه میدانند..حتی امیر طاها که تازه 5 سالش میشود
فهمیده ام که بهار ها می آیی...همه اش انگار ،تو هستی...اصلا انگار همه بهار:تو
گفته بودند که ربیع الانامی...
اصلن بهار تجسم تو را سعی میکند
چه خوب که بهار
مینوشم تمام سبز و شاد و امیــــد و نگاه و هوا و بارانش را..

.................................................................................................
پی نوشت :
1-«ربیع الانام» یکی از زیباترین القاب حضرت مهدی ( علیه السلام ) است که در زیارت آن حضرت آمده است. در یک نگاه سطحی به معنای بهار انسانهاست.
2-ربیع بارانی است که در بهار می بارد
پی نوشت :
رد پاهای شیرینی داری...مرسی
تقدیم به شما
به خودم
به خاطره هام
حتی به بچه هام!!

شادی آنست که کسی دوستت داشته باشد
لحظه هایت شاد
.........................................................
پ.ن : برای اولین بارهاست که در عمرم احساس میکنم چه قــــــــــــــــــدر دلم بچه میخواد!!!!!!
پ. ن : سه تا گل خشک دارم فعلا....+ 2تا فسقل گل!!