قسمتی از یک شعر

به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت

چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم


چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم

زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم


شما حماسه سرودید و ما به نام شما

فقط ترانه سرودیم - نان  در آوردیم -


برای این که بگوییم با شما بودیم

چقدر از خودمان داستان در آوردیم *


به بازی اش نگرفتند و ما چه بازی ها

برای این سر بی خانمان در آوردیم


و آب های جهان تا از آسیاب افتاد

قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم

سعید بیابانکی

...........................................................................................................

پ.نوشت: شما که وقت گذاشتید و خواندید! خب چه میشود یک سر ناقابل به متن کاملش بزنید! وجدان دزدانه مرا هم آسودگی دهید،کمی!


http://www.sangcheeen.blogfa.com/post-128.aspx

پ.نوشت:

شعرای خوب سرزمینم

زنده میکند قلمتان...

پر رنگ باشید!

         چنگ و دندان

چنگ و دندان را

برای حفظ داشته ها ساخته اند

نه کسب خواسته ها


...............................................................................

پ.نوشت: به زور که نمیشود!



حرف و عمل

خنجر به دست

روی قلبش

" دوستت دارم کنده کاری میکنی  ؟


..............................................................................

پ.نوشت:  چطور میشه امیرالمومنین رو دوست داشت و بی حجاب موند ؟



                    طوری نیست عزیزم...معانی عوض شده

من فکر می‌کنم مزه‌ی نان عوض شده است
آواز کوچه، لحن خیابان عوض شده است

تنها نه لهجه‌ی دل من فرق کرده است

حتی صدای گریه‌ی بارا ن عوض شده ست

عارف‌ترین کسی‌ست که پشتش به قبله است

این روزها که معنی عرفان عوض شده ست

خانها و خواجگان همه جا صف کشیده‌اند

مصداق خان و معنی خاقان عوض شده ست

سبز و سپید و سرخ چرا قهر کرده اند؟

آیا سه رنگ پرچم ایران عوض شده ست؟


قرآن شکیل‌تر شده، انسان حقیرتر
شاید کمی معانی قرآن عوض شده ست

"
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست"

شیرخدا و رستم دستان عوض شده ست


این روزها چقدر قم از دست رفته است
این روزها چقدر خراسان عوض شده ست


ما بندگان نفس به سلطانی آمدیم
سلطان من کجایی؟ سلطان عوض شده ست

انسان روزگار مرا ای خدا ببین

انسانیت عوض شده، انسان عوض شده ست


ایمان بیاوریم که ایمان نمرده است
ایمان بیاوریم که ایمان عوض شده ست

قزوه

این بحر طویل برای من خاطره است!

 تو شه ارض و سمايي، تو فقط  ،  منتقم خون خدايي، تو اميد دل مايي ،

 حجر الاسود و هجر و حرم و زمزم و مسعي و صفا  مروه همه چشم به راهت،

همه مشتاق نگاهت،

چه شود تا که ببندی به حرمت قامت و        با نغمه قدقامتت آید    به فلک     عیسی مریم

که به تو روی نیاز آرد و

پشت سر تو با نماز آرد و

فریاد «انا المهدی‌ات» از خلق برد هوش،

جهان جمله شود گوش،

الا کوه فراقت به سر دوش،

شود تا که کنم شهد وصال از دو لبت نوش؟


دعا کن که دعاها به اجابت برسد بهر ظهورت، تو بیایی، تو بیایی، گره از کار فرو بسته عالم بگشایی


تو بیایی، تو بیایی، که دل از عالم و آدم بربایی، تو بیایی که کنی زنده ز نو دین رسول دوسرا را

--- به خدا ای پسر فاطمه

تنها نه حرم منتظر توست،

عرب تا به عجم منتظر توست،

به خون پسر فاطمه سوگند،

که بر گنبد زرین حسین ابن علی سید احرار،

علم منتظر توست،

نه اسلام

که ابناء بشر منتظر توست،

زمان منتظر توست،

جهان منتظر توست،

نبی منتظر توست،

علی منتظر توست،

بیا

فاطــمه     بیش  از همگان منتظر توست؛

حسین و حسن و زینبت (زینب) هفتاد و دو تن منتظر توست،

خدا را خدا را، که آن گنبد ویران شده و قبر پدر منتظر توست


بیا ای شرف شمس رسالت، به خداوند قسم دیر شده صبح وصالت،

همه چشم‌اند چو «میثم» که بیایی و ببینند به مرآت رخت آیینه پنج تن آل عبا را.

بحر طویل از حاج غلامرضا سازگار

م ح م د

دلم لک زده برای تو

و ای

ای کاش

از درد تنهایی نباشد

ای کاش

"تو را خواستن " باشد


........................................................................

پ.ن.و.ش.ت:  دلم لک زده برای با تو خندیدن :))

4 سال

4 سال از بهترین سال های زندگیم ...که دوره لیسانس نام گرفت

4 سال پر از تجربه های تکرار نشدنی

4 سالی که بد ترین اتفاقای زندگیمو سفت در آغوش گرفته

4 سالی که توش شکستم،پر هیجان شدن،حیران شدم،بالا رفتم،پایین اومدم،ایستادم،ایستادیم،جنگیدیم،خوردیم،بردیم،باختیم،هیجان،خستگی ..خستگی و دوباره ایستادن

تردید و برگشتن و یه دوست و دوباره ادمه دادن

4 سال با آدمهای متنوع...با لهجه های متنوع!


4 سالی که لیسانس نام داشت!

تمام شد


خانم مهندس!! سلام


  حالت تهوع

  حالت تهوع میگیردم ...زیاد...وقتی انقدر ساده میگی : این چیزا عادی شده!!!!!!


    وای!

من هنوز در دنیایم به این واژه ها که میرسم...   " شرم  "را میفهمم......

هی

هی !!!

نمیر!! انقدر ساده نمیر

خدای من

اتحاد مردمی

سلام دوستان

قصد مخالفت با نظام جمهوری اسلامی نیست

بر عکس

به دنبال تقویت نظام و نهی از منکر به مسولان هستیم

در اعتراض به گرانی های بی وقفه و نظارت پایین،بیایید هماهنگ و متحد با هم شنبه تا سه شنبه خرید نان و شیر را تحریم کنیم.

ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم

انوار الهیه

قانونش همینه

ناگهانی صادر میشه به قلب انسان

که توهم نکنه از خودشه

فقط باید سر بزنی به حیاط خلوت معرفت دل

زحمت؟  آره داره...

از یه جا شروع کن...کوچیک باشه و ادامه دار...

.......................................................................................

پ.نوشت: یکی محکم بزنه پس کله اینجانب که فردا 8 صبح سر امتحان ترمز بر سر و روی خود نکوبم!!!