کربلایی شدن لیاقت میخواد
همه چیز دست به دست میدهند برای نرسیدن!..ترافیک و ازدحام. از ماشین پیاده میشم و با پا و سر میدوم...باید به قطار برسم..دهان خشک شده و گلوی تلخم خدا خدا میکند برای رسیدن..مامور گیت وضع و حالم را نمی فهمد، معطل میکند...میدوم..."آقا ببخشید...خانم ببخشید.."... درست رو به روی سکوی 3،روی پله ها، سوت قطار بلند میشود و دود غلیظ و سیاهش چشمان ابریم را بارانی میکند.
قطار میرود و جا میمانم از دیار حبیب..بد و بیراه هایم به موانع رسیدن رنگ دیگری میگیرد...کاش غذا نمیخوردم..کاش نمیخوابیدم..کاش...بابت تک تک ثانیه های از دست رفته ام حسرت میخورم...
اما، قصه چیز دیگریست!
"برای آنکه لایق نباشد"، همه چیز دست به دست هم میدهند برای نرسیدن!
.....................................................................................
از یاران امام علی (علیه السلام) بود و عاشق حسین (علیه السلام)...باکی از شهادت نداشت،نه مال میخواست،نه مقام.لابد این حدیث پیامبر را هم شنیده بود: هر کسی در طول زندگیش جهاد نکند_یعنی برای خدا به استقبال شهادت و خطر نرود_ یا آرزوی جهاد نکند منافق مرده است.[1]
نه تنها آماده،که مشتاق بود در رکاب حسین جان دهد،فقط ... نگران خانواده بود.
- مولای من ، اگر اجازه دهید بروم و برای خانواده ام آذوقه تهیه کنم و برگردم.چرا که در این سفر شهید خواهم شد.
- - طرماح برو، ولی زود برگرد
میرفت در حالی که میگریست..."زود برگرد" حسین را شنیده بود، "غربت" حسین را...
میرفت و گریان میگفت: امان از غریبی..
سریع رفت،معطل نکرد، حلالیت هم طلبید،وقتی رسید اما... سر حسین بالای نیزه بود!
برای آنکه لایق نباشد، همه چیز دست به دست هم میدهند برای نرسیدن!
..................................................................................
تاریخ ننوشته ولی قطع به یقین طرماح گریست و سالیان سال است که طرماح وار میگریند...
گریستن "برای حسین"، سهم زینب است...نه این اشک ها که بوی منفعت طلبی شخصی میدهد، اینها برای حسین نیست، اشک به حال خود است. جنس این اشک ها اگر از جنس کینه شمر[2] و دنیاطلبی ابن زیاد نباشد، لا اقل از غفلت و منفعت طلبی طرماح است..
"برای تعجیل در فرجم دعا کنید" مهدی فاطمه کم از غربت "زود برگرد" حسین ندارد...این تاخیر 1400 ساله برای چیست؟ نکند رفته باشیم برای اهل مان آذوقه ببریم؟؟؟
دم از عذاب روز محشر نزن/همین به کربلا نیامدنمان کافیست.
[1] صحیح مسلم 1910-مَنْ مَاتَ , وَلَمْ یَغْزُ وَلَمْ یُحَدِّث بِهِ نَفْسه مَاتَ عَلَى شُعْبَة مِنْ نِفَاق- جلد سوم از کتاب آشنایی با قرآن استاد شهید مطهری، ص 176
[2] پ.نوشت :نقل تاریخ است که شمر هم بعد از جنایت کثیف خود بر پیکر حسین بن علی گریست
*
اگر خواص امري را كه تشخيص دادند به موقع و بدون فوتِ وقت عمل كنند، تاريخ نجات پيدا ميكند و ديگر حسينبنعليها به كربلاها كشانده نميشوند. اگر خواص بد فهميدند، دير فهميدند، فهميدند اما با هم اختلاف كردند؛ كربلاها در تاريخ تكرار خواهد شد.