برای ماه فرقی نداشت، نور از نگاه تو بگیرد یا نگاه هر چراغ دزد شب گرد...

تنهایی میان خرمن گیسوی یارش،آسمان، دیوانه اش کرده بود

قصه ی تکراری عشق و معشوق و شب و ماه را هم خوب میدانست...سالها بود که ستاره های شب بیدار زمین را دید میزد

برای ماه فرقی نداشت نور از کدام نگاه، کدام ستاره، کدام خورشید بگیرد

اما برای من

ماه

شبهایی نور داشت

که تو بیدار بودی...