گل که پرپر شد شمیمش را همه حس میکنند...
....
گل که پرپر شد شمیمش را همه حس میکنند
می رسد از کوچه عطر یاس پرپر بیشتر
اجر پیغمبر ادا با شعله های کینه شد
بین آن دیوار و در شد سهم کوثر بیشتر
چوب میسوزد ولی آهن ز جنس دیگریست
داغ شد در بین آتش میخ آن در بیشتر
آه سیلی بی هوا سخت است از نامحرمان
پیش چشم غیرت اللّهی شوهر بیشتر
کاش جای دست مولا چشم او را بسته بود
پیش چشمان علی می زد به مادر بیشتر
....
یوسف رحیمی
..........................................................
در شگفتم از آن محراب که سجده های فاطمه را در آغوش می کشید و از شوق، شعله ور نمی شد!
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 22:24 توسط سیده فاطمه پورحقگوی
|