تلاقی طلاق
خاطراتی درون یک برگه
زرد و تــب کرده ، تـکه پاره شــده
روی میزش ، اتاق میبیند
کاغذی درون خودش مچاله شده
داغِ نفرت به روی یک قوطی
ردّ خطّ کبـــود تازیـــانـــه شـده
شعله ی تکّه چوبِ کبریتی
که کنون سرخی اش، زبانه شـده،
میکند پاک، عطر گل را از
نامه ای که سهم سطل زباله شده
*****************************
عطر خون و صدای قهقهه ای
بوی تند اجاق خانــه شده
پ.نوشت : عید فطر رو تبریک میگم و عذر میخوام پیشاپیش که روز عیدی ، وبلاگم طعم تلخ گرفته.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:34 توسط سیده فاطمه پورحقگوی
|