حساب کتاب نکن...حساآب  _  کتاآآب....چی؟ نکن .

اصل مطلبو بخوای باس بت بگم ته تهش " مال خودشی"...مالشه،اختیارشو داره .

اول صحبتی اینار و بت گفتم که بدونی چیزی تو چنته نداری، بشینی مث بچه خوب گوش بگیری ببینی چی میگم بت.


بعضیا همه چی این جا رو دوست دارن...

مالشو، حالشو، حسابشو..

دودوتا چارتاشو..

بذار وَر دلشون بمونه، بذار این ریاضتا * بمونه بیخ ریش علاقمنداش...این جور زیرو رو کشیا ماله مغزای صفر و یکی و منطقهای آچارکشی نشده س..ماله  "مال" ه...ماله حساب یه قرون دوزار.

مرام نویسنده اس که بات همونجور تا کنه که تو بخوای :

اگه دو دوتات همیشه، بی برو برگشت بایستی بشه 4 : "جزاءً و ِفاقا" (1) ش گوشت بشه به تنت.

فقط بهت گفته باشم ریخت و پاش های نویسنده واسه حساب ِ "عطا"شه :"جَزاءً ن ربکَ عَطآءً حسابا"(2)


اینا رو گفتم که بدونی ملاک "صحت " اخبار ، تایید مغزهای آچارکشی نشده نیس..


* : ریاضی..ریشه اش تناسباتی داره با همون ریاضت معروف

(1) : آیه 26 نبا : پاداشی است متناسب (چرتکه زده شده)...قبلش از جهنم و طاغی و حمیم و غساق گفته بود..

(2) : آیه 36 نبا : پاداشی است از سوی "رب" ت...به حساب عطا ...وقتی نویسنده میگم زدم به حساب عطا یعنی حاتم بخشی...قبلش از پارسایان و باغ و حال و جام گفته بود_ پ. نوشت _

پ.نوشت : بین درک و معنای "کلمه" فاصله است...سختمه که وقتی میام به نگارش بیارمش هنوز نمیتونم " بهشت " رو از حصار واژه دربیارم و اووج هیجان و لذت و تلاطم درونم محصور همین کلمه میشه...ولی یه روز باید برات بگمش...بی استعانت لحن و نگاه و اطوار...میخوام و شاید یه روز بتونم یکمشو به نگارش بیارم..