به دنیا آمدم

برای سرودن شعری

و خواندن غزلِ عسل ِ چشمانی

و پیمان با سپیـــــدِ دستانی

و نو شدن از طراوت لبخندی

و تاب آوردن بار یک قصیده ی بلندِ بی تاب، در مسیر رباعی!

من آفریده شدم

و هزار مثنوی سرودم

که بدانی مخاطب تمام شعر ها "تو" نیستی


حیف که  گوش سورئال تو پر بود از تضاد!