نویسنده(فعلا پست ثابته)
قدیمتر ها، طفل که بودیم، عشقِ خواندن داشتیم، چه چیز و چه کَسَش اهمیت نداشت...خواندن محض خواندن لذت داشت برای طبع کودکانه مان و نه همه که اکثر مطالب به مذاقِ نادانسته مان جدید و جالب مینمود...
یک دو لباس که پوساندیم ، دستگیرمان شد که "کتاب" به بهای نویسنده اش لایق "خوانش" میشود، هنر به بهای سازنده اش. مِن بعد مذاقمان جهت گرفت..هر عطر و طعمی بِهِش خوش نَنشست..
شریعتی خواندیم به سبب هنر نگارش و سبک پر استعاره اش.
هم نشین علامه (طباطبایی) شدیم به جهت عمق مطلب و حق گویی عالمانه اش..
امیرخانی خواندیم و حال کردیم با مرام درویشی و "یا علی مددی" های قصه هایش..
حافظ خوانی شبانه مان رونق گرفت از باب از دست نرفتن لطافت طبع
مشیری خواندیم که به روان نویسی ملبس شویم
ژید شد منبع الهام ناب نوشته هامان
نادر ابراهیمی شد رفیقِ واقع بینِ با عزتِ نفسمان...
سرت را درد نیاورم ، دستِ نویسنده را بایستی با نوشته هایش خواند...
این ماه مبارکی، خو گرفته ایم به دست نویس های خداوند متعال...عجیب با مقتدر نویسی هایش "حال" میکند دلمان...
تصمیم داریم من بعد، کمی امروزی نویسی آیات کنیم..به جهت تقسیم "حال" مان ...
پ . نوشت : بابت اشتباه بعضی دوستان، توضیح میدم :
این پست ثابته، یعنی وقتی به روز میشم، پست جدید در زیر این پست قرار میگیره...پست های بعدیم رو در ادامه دنبال کنید..نگید منتظریم!